روز عشقمون مبارک...
هه!
حتی نمی  دونم باید بگم مبارک یا بگم تسلــــــــــــــــیت قلب بیچاره ی مــــــــــــــــــــن
چی بگم اخه چی بگم به تویی که اتیشم میزنی

به تویی که بعد دو سال هنوز عشقت تو وجودم ریشه داره

ریشه ای که تشنس... خستس... اما نمی خشکه

چی بگم به تویی که هرروز نا امید ترم میکنی از خودت ..از ادما..  از خدا...
چی بگم اخه به  تو به تویی که حتی رویامو ازم میگیری  تویی که با وجود این که کنارم نیستی نمی تونم به کس دیگه ای فک کنم

احساس و اشک دیگران برام مهم نیس

چی بگم؛

فقط می گم هنوز

دوست دارم و.....
دومین سالگرد دوستیمون مبارک

هرچند یادت نیس حتی منو هم یادت نیس

من همونم که امروز بهت تک زدم

همونی که واست مهم نیست

همونی که نگران تو و سرنوشته تویی هست که هر بار که بهت زنگ می زنه بیشتر لهش می کنی.

من همونم که بی ادعا هربار فقط و فقط واسه شنیدن یه لحظه صدات زنگ میزنم

کسی که هر دفعه با اینکه می شکنیش ولی نمی گه کیه

منم همون نا شناس بدخته مجنون منم

مجنون ترین لیلا ......

 

p.s:خدایا نمی دونم امشب میشه دعایی کرد یا نه اجابت میشه یا نه اما میخوام دعا کنم''خدایا تو رو به بزرگیو مهربونیت قسم نذار هیچ دلی بشکنه حداقل تا فردا خواهش می کنم خدا جون...

p.s:امروز رفتم پارک با یه شاخه گل نیومدی ...! هرچند قرار نبود بیای ولی نمیدونم چرا منتظر بودم ... گلو پرپر کردم شاید دلت بسوزه واسه اون اما نیومدی... زیر پام له کردم گلبرگاشو مثه من که لهم کردی اما بازم نیومدی.. نشستم یه گوشه زار زدم بی توجه به نگاهای مردم اما بازم نیومدى  
شاید باید میمردم ....
اما نه!بازم نمیومدی...
تو هیچ وقت نمیای
هیچ وقت....   

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : ۱۳٩۱/٧/۱٤ | ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نویسنده : s.H | نظرات ()