شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم


خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم


خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می میرم


در این تنهایی مطلق ، که می بندد به زنجیرم


و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد


و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد


چگونه بگذرم از عشق ، از دلبستگی هایم ؟


چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم ؟


خداحافظ ، تو ای همپای شب های غزل خوانی


خداحافظ ، به پایان آمد این دیدار پنهانی


خداحافظ ، بدون تو گمان کردی که می مانم


خداحافظ ، بدون من یقین دارم که می مانی

 

 

p.s:بخدا خسته شدم احساس نا امیدی رو تو تموم وجودم حس میکنم از این همه نامردی برای خودم متاسفم که ادمم کاش مثه بقیه یه حیوون بودم تو لباس ادم کاش به دنیا نمی اومدم کاش یکی دیگه جای من بود ...

 

p.s: تا کی سکوت کنم تا کی لبخند ساختگی بزنم که همه بگن چه دختر قوی و با اراده ای کم اوردم بخدا نمیدونم چیکار کنم

 

p.s:امروز یکی از اون روزاست که دلم بدجور بارونیه کاش فردا حالم بهتر باشه

 

p.s:دیگه دیره  دارم میرم چقد این لحظه ها سخته؛ جدایی از تو کابوسه شبیه مرگ بیوقت؛دارم تو ساحل چشمات دیگه اهسته گم میشم؛برام جایی تو دنیا نیست تو اوج قصه گم میشم؛ خداحافظ......



موضوعات مرتبط: خداحافظت باشه عزیزم

تاريخ : ۱۳٩٠/٦/٢٤ | ٢:٥٢ ‎ب.ظ | نویسنده : s.H | نظرات ()